السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

88

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

آنهاست ، مثلا هركدام طول خاص ، وزن خاص و زمان و مكان ويژه‌اى و . . . دارد كه او را از ديگر افراد انسان جدا مىسازد . 4 . همان‌گونه كه ملاحظه مىشود در تمام اين اقسام سه‌گانه ، ما به الامتياز غير از ما به الاشتراك است ، زيرا در قسم اوّل بينونت كامل حاكم است و اساسا وجه اشتراكى وجود ندارد تا ما به الامتياز بدان بازگردد ، و در قسم دوم ما به الاشتراك ، « 1 » جنس است و ما به الامتياز ، فصل مىباشد ، كه هركدام جداى از يكديگرند . در قسم سوم نيز ما به الاشتراك ، ذات است و امتياز ، به اعراض خارج از ذات مىباشد ، و اعراض خارج از ذات ، مغاير با ذات هستند و از دو مقولهء جدا مىباشند . اما نوع ديگرى از امتياز و اختلاف نيز وجود دارد ، كه در آن ما به الامتياز به ما به الاشتراك بازمىگردد : اختلاف تشكيكى 4 . امتياز به شدّت و ضعف ، تقدّم و تأخّر ، زيادت و نقصان و مانند آن ، كه اصطلاحا اختلاف تشكيكى ناميده مىشود . در اين نوع امتياز ، ما به الامتياز به ما به الاشتراك باز مىگردد و مغاير با آن نيست . براى توضيح اين نوع از اختلاف ، نور شمع و نور خورشيد را با يكديگر مقايسه مىكنيم . بىشك اين دو ، در حقيقت نور با يكديگر مشترك‌اند ، يعنى خودبه‌خود روشن و آشكارند و مايهء آشكارى و روشنى ديگر امور مىشوند و حقيقت نور ، چيزى جز اين نيست . در واقع ، اختلاف اين نورها در همان نور بودن آنهاست ، يعنى اگر ضعفى در نور شمع مشاهده مىشود ، اين ضعف - كه ما به الامتياز نور شمع از نور خورشيد است - به همان جنبهء نوريت آن مربوط مىشود كه ما به الاشتراك ميان آن دو است . هم‌چنين ، اگر شدّتى در نور خورشيد ديده مىشود به همان جنبهء نور بودن آن مربوط مىشود . از طرفى ، درجات گوناگون شدّت و ضعف ، مقوّم حقيقت

--> ( 1 ) . « ما به الاشتراك » يعنى آنچه ميان دو يا چند چيز مشترك است و باعث اندراج آنها تحت يك عنوان ذاتى يا عرضى مىگردد .